![]() |
ندای اذانی که ناجی رزمنده شد
تمام توانم را به کار برده بودم و دیگر تاب و توانی نداشتم. همان لحظه از هوش رفتم. به هوش که آمدم حدس زدم ساعت چهار یا پنج بعد از ظهر است. نمی دانم چرا؟ ولی گویی کسی به من گفت: اذان بگو! شروع کردم به اذان گفتن با همه وجود و تا آنجا که نا داشتم فریاد زدم. |
![]() |
شوخی خفن با آقای شهردار |
![]() |
شهید کلهر بعد از شهادتش چگونه از رزمندگان هواداری کرد؟ |
![]() |
دستاوردهای ارزشمند عملیات کربلای ۵ |
![]() |
نقش مذهب در دفاع مقدس |
![]() |
بررسی سیاست دفاعی ایران در جنگ تحمیلی |
| x □ - » |